بررسی بازی Bloodborne

بررسی بازی Bloodborne

بازی Bloodborne یک تحول قابل توجه در سری بازی های Dark Souls است. تغییرات زیادی که در بازی نامه ان صورت گرفته است، ویژگی های نبرد و خصوصی سازی که در بازی از ابتدا صورت گرفته است، واکنشی مستقیم به اظهارنظر های گیمرها در ارتباط با نسخه های قبلی این بازی است.

نبرد این بار سریع تر از قبل صورت می گیرد، و پوشش ها در عمل دیگر وجود ندارند. مبارزه اکنون کاملا واکنشی است. جاخالی دادن و قایم شدن در هنگامی که پیش بینی می کنید حرکت بعدی دشمنان شما چیست، بسیار بارز است. دفع حرکات دشمن و حملات احشایی با استفاده از سلاح هایی مثل هفت تیر و بلاندرباس- اکنون مهم ترین مانور موجود است. روزهایی که پشت سپرهای غول پیکر قرار می گرفتید و خود را با زره های سنگین ضخیم می پوشاندید دیگر گذشته است. گیمرهای حرفه ای Souls برای سالیان متمادی این کار را انجام داده اند،اما بازی Bloodborne همه را وامی دارد تا این الگو را بشکنند.

گیمرهای جدیدی که این بازی جذب می کند، نسبت به گیمرهایی که نسخه های قبلی این بازی را انجام داده اند، کار راحت تری دارند، زیرا گیمرهای که نسخه قبلی را بازی کرده اند باید روش هایی که برای بقا در بازی های قبلی بکار می گرفتند را کنار بگذارند. با این حال، در عوض این که گستره وسیع تری از راهبردهای بقا برای گیمرها عرضه شود، آنها محدود به یک سبک شده اند. آیا این یک پیشرفت بوده است؟

اغلب راهبردهای غیرکاربردی نسخه های قبلی در این بازی از بین رفته است. در این بازی نمی توانید از پشت به دشمن حمله کنید یا با تیرهای سمی دشمنان را مصدوم کنید ( خنجرهای سمی وجود دارد، اما بسیار کم هستند و تاثیر زیادی ندارد). دشمنان اغلب در حال تعقیب هستند، بنابراین شلیک گلوله هوایی و فرار کردن تا زمانی که دیگر تمایلی به تعیقب شما نداشته باشند، دیگر در این بازی کارایی زیادی ندارد. تنها روش برای پیشرفت در این بازی بهتر شدن است.

دنیای این بازی فوق العاده است،تا جایی که چیزهای بیگانه ترسناک و هیولاهای دیگر را نیز می توان زیبا در نظر گرفت. این بازی اقتباسی از کار نویسنده مشهور هوارلد فیلیپس لاوکرافت است و تمرکز بر دیوانگی و درون مایه های غالب هراس های کیهانی، اولیه و عجیب و غریب این نویسنده به همراه واژگان محبوب او در این بازی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. احتمالا پس از بازی کردن به سراغ کتاب رشته کوه های دیوانگی این نویسنده می روید.

بازی های نرم افزاری شرکت From همیشه عجیب و غریب و حیرت انگیز بوده اند، اما رها کردن ژانر فانتزی سنتی و توجه به اسطوره شناسی پررمز و راز ، که عجیب تر و رازآلودتر است، طراحان بازی را بر آن داشته تا جهانی سرشار از محل ها، سلاح ها و دشمنان کاملا منحصر به فرد ایجاد کنند.هیولاهای درختی عظیم الجثه به برج ها و پل ها می چسبند، در حالی که مردمان شهر که تحت تاثیر نیروهای ناشناخته دیوانه شده اند چنگک و تفنگ هایی را بر علیه شما بکار می گیرند. محیط بازی از قصرهای شبح زده متروکه تا باتلاق های سمی پر از وحشت متغیر است. شما وارد کابوس های زنده می شوند و با موجوداتی نبرد می کنند که به قدری ترسناک هستند که تنها نزدیک شدن به آنها شما را به مرز دیوانگی می کشاند.

bloodborne-area_bochigai02-800x450-c

این بازی همانند بازی های Souls با چیزی شروع می شود که در دستان یک طراح بازی دیگر می توانست یک روایت منسجم باشد. شما به سازمان انتقال خون می آیید، شما در شب شکار در آنجا به دام می افتید. شما به عنوان فردی که جدیدا به شکارچی تبدیل شده است به شهری وارد می شوید تا موجودات را بکشید و خون آنها را بمکید و به Healing Church رمز آلود و خبیثانه و جواب هایی که ارائه می کند، نزدیک می شوید.

سپس، به شکل طبیعی به یک بعد دیگر منتقل می شود و با یک موجود عنکبوتی شکل چاق نبرد می کنید و در زمان بازگشت متوجه می شوید که آسمان بنفش شده است، شهر پر از بیگانگانه است و ماه بار دار شده یا نشده است. از گیمری که به تازگی این بازی را تمام کرده بپرسید که داستان آن چگونه بود، احتمالا اظهار بی اطلاعی می کند. چند روز بعد این سوال را بپرسید و در ان زمان است که اطلاعاتی را در اختیار شما قرار می دهد. برای بسیاری از افراد،قسمتی از هیجان بازی در این است. گیمرها در فروم هایی مثل Reddit دور هم جمع می شوند تا در مورد نظریات و معنای پشت این بازی صحبت کنند، اما پلات این بازی در یک جای بسیار جالب شروع می شود و داشتن یک رشته داستانی منسجم تجربه بهتری را نصیل شما می کند.

شما می توانید بدون قدم گذاشتن به Chalice Dungeon همه چیز را تکمیل کنید، اما این کار اشتباه است. این مراحل، که به طور کامل از بازی مجزا هستند، مفهومی را در بکار می گیرند که در سری های Souls چیز جدیدی است: تصادفی بودن

شما باید قبل از این که بازی شروع به تصادفی کردن برای شما کند، چند Chalice Dungeons طراحی شده غیر تصادفی را بازی کنید، اما وقتی به آن نقطه رسیدید، منبعی بی پایان از محتوای جدید را برای سیاحت مشاهده می کنید. و در نهایت Chalice Dungeons دشوارترین نبردهایی که تا به حال در این سری ارائه شده است و همچنین پاداش های فوق العاده ای را برای شما ارائه می کند.

سلاح هادر این بازی همانند محیط ها و موجودات نسبت به بازی های قبلی تفاوت دارند. شما یک شمشیر دارید که به یک چکش قابل تبدیل است یا شمشیری دارد که به شمشیری بزرگتر قابل تبدیل است یا یک مخروط دارید که به عنوان یک شلاق نیز بکار گرفته می شود. تبدیل این سلاح ها در طول نبرد منجر به حرکات خاص قدرتمند می شوند و با تنوعی از سلاح ها از قبیل هفت تیر، تفنگ ساچمه ای و حتی شعله افکن می توانید آنها را تقویت کنید.

با این وجود، نسبت به سری های قبلی گزینه های کمتری در این بازی وجود دارد. این بازی تنها درصد کمی از انواع مختلف سلاح موجود در بازی Dark Souls 2 را در بر دارد. تنها یک دسته زره وجود دارد که از کلاه، دستکش، شلوار و پیراهن هایی ساخته شده است که آماری برابر دارند. شما نمی توانید این لباس را به هیچ وجه ارتقا دهید، و اکنون هر سلاح با استفاده از نوع مشخصی از ماده یک مسیر ارتقا دارد. این مساله به این معنا است که هیچ شمشیر رعد و برقی،گرز مقدس و شلاق سمی وجود ندارد. علاوه بر جواهرهای جدیدی که می توانید در سلاح ها به راحتی تعویض کنید، نیزه تفنگ و ساطور شما شبیه من، دیگری و هر کسی است که این بازی را انجام می دهد.

لیست ویژگی های که نسبت به بازی های قبلی در این بازی حذف شده اند بی شمار است. هیچ طلسم یا معجزه یا جادوگری با آتش وجود ندارد. تنها چند اقلام که قدرت بیشتر ناچیزی را برای شما در عوض مهماتی که احتمالا برای اسلحه های خود استفاده می کنید، ارائه می کند. شما نمی توانید دیگر حلقه ها را مجهز کنید، و اجرای آن تنها آمار و توانایی های شما را به شکل نه چندان قابل توجهی تغییر می دهد. تمرکز اصلی در این بازی ظاهر بر کیفیت است تا کمیت که هر طرفدار بازی های شرکت From آن را می ستاید، اما وقتی این بازی را انجام می دهید، نمی توانید احساس کمبود نکنید.

انگیزه اصلی برای انجام مجدد بازی های سری Souls امتحان کردن انواع مختلفی از کاراکتر بود، چیزی که در بازی Bloodborne کاملا صدق می کند و در این بازی نمی توانید پس از رفتن به مرحله بعد همانند بازی Dark Souls 2 آمار کاراکتر خود را بار دیگر تخصیص دهید. اما با این تنوع کم تاکتیک های بقا، دلیلی کمی برای شروع یک کاراکتر جدید وجود دارد. سبک همگون نبرد نیز باعث می شود که در حال نبردهای گیمر با گیمر خسته کننده شوند. این مساله همیشه صادق بوده است و گیمرهای چند نفره در بازی های Souls معمولا از چند طلسم و سلاح محدود فوق العاده کم استفاده می کنند.در این بازی عادت های گیمر به مرور زمان تغییر می کند، اما به طور کلی این بازی دامنه سبک بازی نسبتا محدودی را ارائه می کند. حداقل خنجر زدن از پشت دیگر وحود ندارد.

bloodborne-bb_dec_ss_1-800x450-c

از سوی دیگر، این بازی چند دشمن و محل خیالی دارد که همگی فوق العاده به نظر می رسند.این بازی از لحاظ هنری بی نقص است، و تنها با چند مشکل فنی مشابه مواجه است که سری بازی های شرکت From پیش از این نیز وجود دارد. گرافیک و جلوه های ویژه در این بازی مثل ذرات معلق در هوا و آتش در انتهای چراغ، فوق العاده به نظر می رسد، اما وقتی تعداد دشمنان بر روی صفحه افزایش پیدا نی کنند، بازی به شکل قابل توجهی دچار تاخیر می شود. مشکل سرعت در حالت چند نفره شدیدتر است و مشاهده اینکه شرکت From هنوز مشکلات قبلی خود را اصلاح نکرده است، مایه تاسف است.

مشکلات دیگر بازی مرتبط با طراحی هستند و حتی سخت تر می توان آنها را نادیده گرفت. طراحی مرحله این بازی ترکیبی از بهترین های Demon’s Souls و Dark Souls با محیطی شانه عسلی و پیچیده است که به دنیای مجزای توپی مرتبط می شود که در آنجا می توانید در کنار چندین فانوس مختلف این طرف و آن طرف بروید. اما عوارض جانبی این ساختار این است که شما نمی توانید از یک فانوس به فانوس دیگر بپرید، شما باید در ابتدا به دنیای توپی برگردید و سپس از آنجا به ناحیه ای که می خواهید برسید بروید. با توجه به زمان بارگذاری طولانی این بازی، این محدودیت آزاردهنده است.

سیستم بهبودی جدید نیز مشکل ساز است. شیشه های خون، برخلاف بازی قبلی Estus، در یک دکمه اختصاصی مشخص شده اند ، که یک تغییر مثبت است، هر چند که کمی طول می کشد تا به آن عادت کنید. شیشه های خون همانند، قسمت های سبز بهبودی در Demon’s Souls محدود هستند و به صورت خودکار پر نمی شوند. با این وجود، در زمینه تعداد شیشه خونی که یک باره می توانید حمل کنید، و تعداد شیشه خونی که در ناحیه توپی می توانید ذخیره کنید، محدودیت دارد. شیشه ها از دشمنان بدست می آیند، بنابراین اغلب مواقع مشکلی را در طول پیشروی در بازی برای شما ایجاد نمی کند. شما از تعداد کمی استفاده می کنید و سپس چند مورد جدید پیدا می کنید و همه چیز مطلوب می شود. اما افرادی که در یک نبرد یا رویایی سنگین گیر می افتند خیلی سریع به مشکل تمام شدن اقلام بهبودی برمی خورند ( و گاهی اوقات گلوله).

در صورتی که شیشه خون شما تمام شده باشید، شما باید به ناحیه قبلی برگردید تا چند مورد تولید کنید. این هم یک تنبیه برای شکست و آموزش بیشتر برای رویارویی است که در آن گیر کرده اید. این هدف احتمالا باعث می شود گیمرها از مبارزه جدی با رئیس ها تا زمانی که شانس با آنها یار باشد، امتناع می کنند، چیزی که در بازی های سر ی Souls متاسفانه وجود دارد. مرگ در این بازی تنبیه کردن به طور کافی بدون این که بازی یک راه بند بین شما و پیشرفت شما قرار دهد، است. همانند وابستگی قبلی نبردها و گیمرها به پوشش و زره سنگین، این بازی باعث می شود که عادت های خود را تغییر دهید و برای مدتی چیز جدیدی را امتحان کنید.و اما برای انجام این کار، یک تجربه ناامید کننده را ارائه کرده اند.

و مهم نیست که چقدر فکر می کنید ماهر هستید، این اتفاق برای شما پیش می آید. حتی اگر سخت ترین مراحل Dark Souls 2 را پشت سر گذاشتیده اید، نبردهایی در این بازی وجود دارند که شما را گیج می کنند. اغلب رئیس ها اکنون مراحل متعددی دارند و نبردها نسبت به قبل متغیرتر شده اند. یک رئیس در ابتدا با حملاتی در طول نبرد شما را مسموم می کند و در پایان هر زمانی که نزدیک آن شوید شما را مسموم می کند. نبردهای دیگر شما را در دشمن های سریع چابک متعدد در چاه می اندازد و با آسیب مداوم شما را ناکار می کنند و برای غلبه بر آن به مهارت زیادی نیاز است.

bloodborne-bb_dec_ss_1-800x450-c

و نبرد در برابر کاراکتر انسانی دیگر در این بازی، که با سرعتی فرانسانی می دود، با تفنگ ساچمه ای در طول اتاق به شما حمله می کند، به طور مداوم بهبود پیدا می کند و با گلوله های بی پایان شما را محدود می کید، و از حالت چالش برانگیز به ناامید کننده تبدیل می شوند و برخی از گیمرها آن را چیپ در نظر می گیرید، که با وجود دشواری این بازی ها، به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. بازی ها دشوار هستند، اما وحشتناک نیست. اما این مورد در بازی Bloodborne صدق نمی کند.

این شرکت در این بازی تغییراتی در حالت چند نفره اعمال کرده است، اگر چه ایرادات تکراری قبلی نیز در آن وجود دارد. ارتباط با دوستان حداقل از لحاظ نظری آسان تر از قبل است. شما می توانید یک رمزعبور تعیین کنید و دوستانی که با کاراکترهای مشابهی وارد می شوند می توانند وقتی که همدیگر را شناخید، به صورت مستقیم رابطه برقرار کنید. اما بنا به دلایل ناشناخته، این قابلیت به صورت غیرپایدار عمل می کند و در صورتی که بتوانید یا نتوانید فردی را احضار کنید، یک امتیاز “بینش” ارزشمند دیگر را از دست می دهید که همچنین به عنوان ارز برای خرید مواد و زره مورد استفاده قرار می گیرد. چند باگ موجود در بازی باعث می شود که رئیس های مشخصی غیرقابل دسترس شوند یا به شیوه های دیگر مانع از پیشرفت شما در طول بازی می شوند و این تجربه را بدست می آورید که در کلیه روش های اشتباه ناامید کننده است. این مسائل را می توان با پچ هایی که در آینده عرضه می شوند برطرف کرد، اما در حال حاضر وجود دارد و باید به انها اشاره کرد.

برخی از مشکلات این بازی در کلیه سری های Souls وجود دارد، در حالی که مشکلات دیگر عقب رفت به بازی های قبلی این سری است. خبر خوب این که وقتی مشعول به شکار هستید این دو نوع مشکل را به راحتی نادیده می گیرد. این بازی فوق العاد نیست، اما همانند بازی های قبلی خود، و برخلاف اغلب بازی های ویدئویی دیگر، مستقیما به توجه گیمرها به جزئیات توجه دارد. این یک بازی مخصوص گیمر است: شما دقیقا آنقدری که وارد کردید، دریافت می نمایید و افرادی که وقت خود را صرف آن می کنند،از آن لذت می برند.

پاسخ دهید!

پاسخ دهید!